[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: نقشه پايگاه :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
بانک ها و نمایه ها::
آرشیو مجله و مقالات::
آرشیو جلد های مجله::
برای نویسندگان::
برای داوران::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
::
International license

AWT IMAGE
The Journal of Qazvin University of Medical Sciences by http://journal.qums.ac.ir

 is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License.

(CC BY NC ND)

..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Mesh
AWT IMAGE
..
آخرین مطالب پایگاه

برای دریافت آخرین مطالب پایگاه بر روی دکمه UniRSS  کلیک نمایید

.

" برای اطلاعات بیشتر راهنمای rss برنامه را از اینجا ببینید"

..
لینکهای مفید
..
:: آخرین شماره ::

مجله علمی

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی قزوین


 

شماره 46- بهار 87                                                                                         ISSN   1561-3666

 

ارتباط سطح سرمی متابولیت­های اکسیدنیتریک با سن و جنس: مطالعه قند و لیپید تهران

 

دکتر اصغر قاسمی*     دکتر صالح زاهدی اصل**     دکتر یدالله محرابی ***

دکتر نوید سعادت****     دکتر فریدون عزیزی**

 

چکیده 

زمینه: از ارتباط سطح سرمی متابولیت­های اکسیدنیتریک با برخی بیماری­ها نشان داده­شده و اندازه­گیری این متابولیت­ها در سال­های اخیر مورد توجه زیادی قرار گرفته­است.

هدف: : مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین سطح سرمی متابولیت­های اکسید نیتریک با سن و جنس در افراد سالم انجام شد.

 مواد و روش­ها: این مطالعه مقطعی مبتنی بر جمعیت بر روی 3505 فرد بالای 20 سال شرکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران در سال 1385 انجام شد. افراد دارای فشار خون بالا، اختلال متابولیسم کربوهیدرات، اختلال چربی‌های خون (دیس لیپیدمی) و افراد دارای نقص عملکرد کلیه از مطالعه حذف شدند و تعداد 786 فرد سالم غیرسیگاری با سن بالاتر یا مساوی 20 سال وارد مطالعه شدند. غلظت سرمی متابولیت‌های اکسید نیتریک در سرم ناشتای این افراد اندازه‌گیری و در گروه‌های مختلف سنی در هر دو جنس مقایسه شد. مقایسه بین چارک‌های پایینی و بالایی سطح اکسید نیتریک سرمی از نظر شاخص­های تن­سنجی چربی های خون و قند خون انجام شد. داده­ها با آزمون­های آماری مجذور کای، تی و آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل شدند

یافته­ها: میانگین غلظت سرمی اکسید نیتریک در کل جمعیت 9/12±0/26 میکرومول در لیتر بود و تفاوت معنی‌داری بین مردان (8/11±6/25) و زنان (3/13±1/26) مشاهده نشد. غلظت سرمی اکسید نیتریک در زنان و مردان با افزایش سن تغییری نشان نداد. زنان با سطوح سرمی بالای اکسید نیتریک در مقایسه با افراد دارای سطوح پایین اکسید نیتریک سرمی (حتی بعد از تعدیل از نظر وضعیت یائسگی) دارای وزن، دور کمر و فشار خون سیستولی بالاتری بودند (05/0p<)، ولی این مطلب در مردان صادق نبود.

نتیجه­گیری: با توجه به یافته­ها، احتمالاً سطوح سرمی اکسید نیتریک در افراد سالم قویاً‌ تحت کنترل است و هرگونه تغییر آن ممکن است منعکس کننده تغییر وضعیت فیزیولوژیک باشد.

 

کلیدواژه­ها: اکسیدنیتریک، متابولیسم، کربوهیدرات­ها، چربی­ها

 

* استادیار مرکز تحقیقات غدد درون­ریز پژوهشکده علوم غدد درون ریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی         

 **استاد مرکز تحقیقات غدد درون­ریز پژوهشکده علوم غدد درون ریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

 ***استاد دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی 

 ****دانشیار مرکز تحقیقات غدد درون­ریز پژوهشکده علوم غدد درون ریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

 

 

 

 

مجله علمی

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی قزوین


 

شماره 46- بهار 87                                                                                         ISSN   1561-3666

 

ارتباط اسیداوریک با آلبومینوری در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو

 

دکتر امیر ضیایی*   دکتر همایون شیخ­الاسلامی**    دکتر مجید سررشته­داری***                  مریم جوادی****    دکتر حسین خوینی­ها*****

چکیده 

زمینه: افزایش اسیداوریک در مدل­های حیوانی با آسیب کلیوی به صورت هیپرتروفی گلومرولی، آلبومینوری و اسکروز همراه بوده است.

هدف: مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین افزایش اسیداوریک و نسبت دفع ادرار آلبومین به کراتینین در بیماران دیابتی نوع دو انجام شد.

 مواد و روش­ها: این مطالعه مقطعی در سال­های 1385 و 1386 بر روی 290 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو در مرکز آموزشی­ - درمانی بوعلی سینای قزوین انجام شد. قندخون ناشتا، کلسترول، تری­گلیسرید، اسیداوریک سرم نسبت آلبومین به کراتینین و کلیرانس کراتینین برای هر بیمار اندازه­گیری شد. داده­ها با آزمون­های آنالیز واریانس یک طرفه و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند.

یافته­ها: از 290 بیمار،130 نفر (%8/44) مرد بودند. متوسط سن بیماران 6/8±2/58 سال بود. میزان اسیداوریک در بیماران با نرموآلبومینوری 7/0±1/5، با میکروآلبومینوری 1/1±3/6 و با ماکروآلبومینوری 3/1±1/8 میلی­گرم بر دسی­لیتر بود. چارک­های اول، دوم، سوم و آخر غلظت اسیداوریک در بیماران به ترتیب 7/0±8/4 ،6/0±8/4 ، 5/0±2/6 و 9/0±2/8 میلی­گرم بر دسی­لیتر بودند. در مردان میزان اسیداوریک سرم با نسبت لگاریتمی آلبومین به کراتینین همبستگی مثبت داشت (05/0, p<159/0=δ) و در زنان اسیداوریک با تری گلسیرید همبستگی معنی­دار داشت (01/0, p<291/0R=).

نتیجه­گیری: با توجه به یافته­ها، به نظر می­رسد غلظت اسیداوریک در بیماران دیابتی نوع دو نشان­گر میزان دفع ادراری آلبومین است.

 

کلیدواژه­ها: اسیداوریک، آلبومینوری، دیابت نوع دو

 

* استادیار و فوق تخصص بیماری­های غدد مرکز تحقیقات بیماری­های متابولیک قزوین

** دانشیار گروه داخلی دانشگاه علوم پزشکی قزوین

*** استادیار گروه داخلی دانشگاه علوم پزشکی قزوین 

**** مربی و عضو هیأت علمی گروه تغذیه دانشگاه علوم پزشکی قزوین

***** متخصص آسیب شناسی دانشگاه علوم پزشکی قزوین

 

 

 

 

 

 

 

مجله علمی

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی قزوین


 

شماره 46- بهار 87                                                                                         ISSN   1561-3666

 

مقایسه تأثیر فلوکستین و آلپرازولام در کاهش قندخون بیماران دیابتی نوع دو

 

 

دکتر محمد افخمی اردکانی*       دکتر احمد شجاع الدینی اردکانی**       دکتر وحیده سلطانی**      

دکتر عصمت ملانوری**

 

چکیده 

زمینه: دیابت قندی شایع­ترین اختلال غدد درون­ریز است. با توجه به مقاوم شدن بیماران دیابتی به داروهای ضد دیابت خوراکی، استفاده از سایر داروها برای کنترل بهینه قندخون و به تعویق انداختن عوارض دیابت لازم است.

هدف: : مطالعه به منظور مقایسه تأثیر فلوکستین و آلپرازولام در کاهش قندخون در بیماران دیابتی نوع دو انجام شد.

مواد و روش­ها: در این کارآزمایی بالینی که به روش موازی انجام شد، 66 بیمار دیابتی نوع دو مراجعه کننده به مرکز تحقیقات دیابت یزد که دیابت کنترل نشده داشتند به صورت تصادفی در دو گروه قرارگرفتند، یک گروه روزانه 20 میلی­گرم فلوکستین روزانه و گروه دیگر روزانه 5/0 میلی­گرم آلپرازولام به مدت 6 هفته دریافت کردند. مقادیر نمایه توده بدنی، قندخون ناشتا، قند دو ساعت بعد از غذا و هموگلوبین گلیکوزیله قبل و بعد از مصرف دارو اندازه گیری و داده­ها توسط آزمون آماری تی تجزیه و تحلیل شدند.

یافته­ها: میانگین نمایه توده بدنی، قندخون ناشتا، قند دو ساعت بعد از غذا و هموگلوبین گلیکوزیله پس از مصرف فلوکستین به ترتیب به میزان 8/0±2/2 کیلوگرم بر مترمربع، 5/7±5/27 میلی­گرم بر دسی­لیتر، 5/10±5/47 میلی­گرم بر دسی­لیتر و 5/0±5/1 درصد کاهش یافت که این کاهش در تمام موارد معنی‌دار بود(001/0p=). میانگین قندخون ناشتا، قند دو ساعت بعد از غذا و هموگلوبین گلیکوزیله در گروه آلپرازولام نیز به ترتیب 5/4±7/13 و 6/5±5/22 میلی­گرم بر دسی­لیتر و 3/0±5/0 درصد کاهش داشت (001/0p=)، ولی نمایه توده بدنی 5/1±3/0 کیلوگرم بر مترمربع افزایش یافت که معنی­دار نبود.

نتیجه­گیری: یافته­ها نشان داد که فلوکستین و آلپرازولام در تعدیل قند بالا در مبتلایان به دیابت نوع دو که دچار عوارض عمده‌ای نشده­اند نقش کمکی دارند و فلوکستین در این زمینه بهتر عمل می‌کند.

 

کلیدواژه­ها: فلوکستین، آلپرازولام، گلوکز خون، دیابت ملیتوس نوع دو

 

 *دانشیار و فوق تخصص غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد

** پزشک عمومی 

 

 

 

 

 

مجله علمی

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی قزوین


 

شماره 46- بهار 87                                                                                         ISSN   1561-3666

 

ارتباط مقاومت به انسولین با شدت بیماری سیروز کبدی

 

دکتر عبدالصمد غراوی*       دکتر علی اکبر حاج آقا محمدی**        دکتر امیر ضیایی**                              دکتر محمدرضا ساروخانی****     مهندس امیر جوادی *****        دکتر سپیده حق ازلی***

 

چکیده 

زمینه: مقاومت به انسولین و عدم تحمل گلوکز در سیروز کبدی شیوع بالایی دارد و به عنوان یک عامل پیش اگهی مهم مطرح است.

هدف: مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین مقاومت به انسولین با شدت بیماری سیروز کبدی انجام شد.

مواد و روش­ها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی بر روی 76 بیمار مبتلا به سیروز کبدی مراجعه کننده به بیمارستان بوعلی سینا قزوین در سال­های 1385 و 1386 انجام شد. سطح انسولین، گلوکز ناشتای سرم و تحمل گلوکز خوراکی (OGTT) در تمام بیماران ارزیابی شد. بیماران از نظر شدت سیروز کبدی بر اساس طبقه بندی چاید- پاف به سه گروه A، B و C تقسیم­بندی شدند. مقاومت به انسولین با استفاده از مدل هومئوستاز ارزیابی مقاومت به انسولین (HOMA-IR) در گروه­های A، B و C تعیین شد. داده­ها با آزمون­های تی، آنالیز واریانس، مجذور کای و فیشر تجزیه و تحلیل شدند.

یافته­ها: میزان بروز مقاومت به انسولین در بیماران مبتلا به سیروز کبدی %5/60  و در گروه­های A، B و C طبقه­بندی چایلد- پاف به ترتیب %6/31، %7/66 و %1/74 بود. ارتباط معنی­داری بین مقاومت به انسولین و سیروز کبدی وجود داشت (01/0=p). بر اساس آزمون تحمل گلوکز خوراکی %2/34 بیماران دیابت ملیتوس، %6/31 تحمل گلوکز مختل و %2/34 تحمل گلوکز طبیعی داشتند.

نتیجه­گیری: با توجه به یافته­ها به نظر می­رسد مقاومت به انسولین در بیماران مبتلا به سیروز کبدی با شدت سیروز ارتباط دارد.

 

کلیدواژه­ها: سیروز کبد، انسولین، مقاومت به انسولین، آزمون­های کبدی

 

* دستیار گروه داخلی دانشگاه علوم پزشکی قزوین

** استادیار گروه داخلی دانشگاه علوم پزشکی قزوین، مرکز تحقیقات بیماری­های متابولیک

*** استادیار داخلی دانشگاه علوم پزشکی قزوین

**** استادیار بیوتکنولوژی دانشگاه علوم پزشکی قزوین

***** مربی گروه آمار دانشگاه علوم پزشکی قزوین

 

 

 

 

 

 

 

 

مجله علمی

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی قزوین


 

شماره 46- بهار 87                                                                                         ISSN   1561-3666

 

 

رابطه حوادث تنش­زای مهم زندگی با شیوع سندرم متابولیک در خانواده

 مبتلایان به دیابت نوع دو

دکتر نگار حری*       دکتر ساسان حقیقی*    دکتر سیدمحسن حسینی**     مریم زارع***     دکتر مسعود امینی****

 

چکیده 

زمینه: برخی شواهد مطرح­کننده رابطه احتمالی تنش­های محیطی با ابتلا به سندرم متابولیک (MS) هستند.

هدف: مطالعه به منظور تعیین رابطه حوادث تنش­‌زای مهم زندگی با شیوع MS در خانواده مبتلایان به دیابت نوع دو انجام شد.

 مواد و روش­ها: در این مطالعه مقطعی که طی سال­های 1382 تا 1384 در مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم اصفهان انجام شد، افراد 35 تا 55 ساله خانواده مبتلایان به دیابت نوع دو بررسی شدند.    پرسش­نامه‌های حوادث تنش‌زا، فعالیت بدنی و خصوصیات فردی برای این افراد تکمیل شد. دور کمر، فشارخون، تری­گلیسرید، کلسترول تام وHDL   اندازه‌گیری و MS براساس معیار ATPIII تعریف شد. داده­ها با آزمون­های آماری مجذور کای، آنالیز واریانس، کوواریانس و Post Hoc تجزیه و تحلیل شدند.

یافته­ها: در میان 439 فرد مورد بررسی، شیوع MS %8/26 بود. میانگین تنش­های تجربه شده در مبتلایان به MS 67/2±82/3 و در گروه غیرمبتلا به MS 35/2±14/3 و این اختلاف از نظر آماری معنی­دار بود (036/0=p). شیوع MS در افراد با بیش از 8 تنش %2/46 بود که به طور معنی‌داری بیش از شیوع MS در افراد با کمتر از 8 تنش (%4/23 ) بود (017/0=p).

نتیجه­گیری: با توجه به یافته­ها، به نظر می­رسد آموزش برخورد صحیح با تنش­ها به افراد پرخطر جامعه بتواند در پیشگیری از MS مؤثر باشد.

 

کلیدواژه­ها: سندرم متابولیک، تغییرات زندگی، دیابت ملیتوس نوع دو

 

 *پزشک عمومی مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

 استادیار گروه آمارزیستی و اپیدمیولوژی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان**

 کارشناس تغذیه مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی اصفهان ***

**** استاد گروه داخلی مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

 

 

 

 

 

 

مجله علمی

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی قزوین


 

شماره 46- بهار 87                                                                                         ISSN   1561-3666

 

 

لیپوپروتئین-آ و ارتباط آن با سایر چربی­ها و لیپوپروتئین­ها در دانشجویان ایرانی

 

دکتر بمانعلی جلالی خان­آبادی*   امیر حسین مصطفوی**    سمیه جهانشیری** 

  عصمت عسگری**    سید مجید مهدوی***

 

چکیده 

زمینه: لیپوپروتئین- آ [Lp(a)] یک ذره غنی از کلسترول و یک عامل خطر مستقل برای بیماری­های قلبی است. غلظت پلاسمایی آن در جوامع مختلف، متفاوت است و اطلاعات اندکی در مورد میانگین آن در ایرانیان وجود دارد.

هدف: مطالعه به منظور تعیین میزان طبیعی Lp(a) و ارتباط آن با سایر چربی­ها و آپولیپوپروتئین­­­ها در دانشجویان ایرانی انجام شد.

مواد و روش­ها: این مطالعه تحلیلی در سال 1384 در گروه بیوشیمی دانشگاه علوم پزشکی یزد بر روی دانشجویان سالم و از مناطق مختلف ایران انجام شد. سطح پلاسمایی چربی­ها، لیپوپروتئین­ها، آپولیپوپروتئین­ها و Lp(a) در شرایط ناشتا اندازه­گیری شدند. کلسترول تام، تری گلیسرید و کلسترول موجود در لیپوپروتئین سنگین (HDL-C) با کیت­های رایج آزمایشگاهی، LP(a) و apo-B100 با روش الکتروایمونواسی و apo-A1  با روش ایمونوتوربیدیمتری اندازه­گیری شدند. داده­ها با استفاده از آزمون­های آماری من­ویتنی، تی و همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند.

یافته­ها: از 150 داشجوی مورد مطالعه، 88 نفر زن و 62 نفر مرد با میانگین سنی 3/2±8/21 سال بودند. غلظت Lp(a) در %14 مردان، %5/36 زنان و %5/21 کل جامعه بالاتر از 30 میلی­گرم بر دسی­لیتر بود. میانگین Lp(a) 44/19±46/19میلی­گرم بر دسی­لیتر بود که در دو جنس اختلاف معنی­داری (مردان با میانگین 79/18±33/16 و زنان با میانگین 80/19±41/21) نداشت. Lp(a) با سن،  چربی­ها، لیپوپروتئین­ها و آپولیپوپروتئین­ها همبستگی معنی­داری نداشت.

نتیجه­گیری: میزان Lp(a) در جامعه مورد مطالعه نسبتاً بالا بود و ممکن است بروز نسبتاً بالای بیماری­های قلبی- عروقی به ویژه در نواحی مرکزی ایران با غلظت بالای این لیپوپروتئین در ارتباط باشد.

 

کلیدواژه­ها: لیپوپروتئین­ها، آپولیپوپروتئین­ها، چربی­ها، لیپیدها، دانشجویان، ایران

 

* دانشیار گروه بیوشیمی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد

** دانشجوی کارشناسی علوم آزمایشگاهی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد

*** کارشناس ارشد گروه بیوشیمی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد

 

 

مجله علمی

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی قزوین


 

شماره 46- بهار 87                                                                                         ISSN   1561-3666

 

ارتباط تناسب فیزیکی و چاقی با شدت در­گیری عروق کرونر در زنان مبتلا به آنژین صدری

 

دکتر معصومه صادقی*    دکتر مسعود پور مقدس**    دکتر حمید­رضا روح افزا***

   دکتر محمد طلایی****     ایماندخت گلشادی*****

 

چکیده 

زمینه: بیماری­های ایسکمیک قلب شایع­ترین علل مرگ و میر زنان در دنیا و ایران هستند. عوامل خطر این بیماری را می­توان با تغییر شیوه زندگی و حفظ تناسب فیزیکی کنترل نمود.

هدف: مطالعه به­منظور تعیین ارتباط بین تناسب فیزیکی و چاقی با شدت درگیری عروق کرونر در زنان مبتلا به آنژین صدری انجام شد.

مواد و روش­ها: در این مطالعه مقطعی، 113 زن 40 تا 60 ساله مبتلا به آنژین صدری پایدار بررسی شدند. پرسش­نامه­ای حاوی اطلاعات دموگرافیک و سابقه قبلی پر­فشاری خون،‌ دیابت، اختلال چربی خون و پرسش­نامه استاندارد Duke شامل 12 سؤال با امتیازهای مشخص برای بیماران تکمیل شدند. سپس شاخص توده بدنی افراد و دور کمر و باسن محاسبه شدند. بیماران با روش استاندارد Seldinger آنژیوگرافی شدند و عدد در­گیری عروق کرونر بر اساس شاخص Extent  مشخص شد. داده­ها با آزمون­های آماری تی، رگرسیون خطی و همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند.

یافته­ها: میانگین سنی بیماران 71/8±18/50 سال، میانگین نمره درگیری عروق کرونر 50/5±85/5 و میانگین نمره تناسب فیزیکی 75/14±35/22 بود. نمره درگیری عروق کرونر در زنان مبتلا به دیابت، اختلال چربی خون و پرفشاری خون به طور معنی­داری بالاتر بود (05/0p<)، اما نمره تناسب فیزیکی در افراد مبتلا به این اختلال­ها تفاوت معنی­داری نداشت. بین نمره تناسب فیزیکی با نمره درگیری عروق کرونر و شاخص توده بدنی ارتباط منفی معنی­داری وجود داشت (به ترتیب 33/0-r=، 0001/0p< و 21/0-r=، ‌02/0p=). بین     شاخص­های چاقی با شدت درگیری عروق کرونر ارتباط معنی­داری مشاهده نشد.

نتیجه­گیری: : با توجه به یافته­ها، باید به تناسب فیزیکی و فعالیت ورزشی زنان جامعه به همراه سایر تغییرات در شیوه زندگی سالم توجه نمود.

کلیدواژه­ها: آنژین صدری، تناسب فیزیکی، عروق کرونر، چاقی، زنان

 

* استادیار قلب و عروق مرکز تحقیقات قلب و عروق اصفهان 

  **استاد قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

 ***استادیار روان­پزشکی مرکز تحقیقات قلب و عروق اصفهان

****پزشک عمومی مرکز تحقیقات قلب و عروق اصفهان

***** کارشناس آزمایشگاه مرکز تحقیقات قلب و عروق اصفهان

 

مجله علمی

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی قزوین


 

شماره 46- بهار 87                                                                                         ISSN   1561-3666

 

 

ارتباط سطح نشان­گرهای محلول آپوپتوز سیستم /FasL  Fas در بیماران با نارسایی قلبی با شدت بیماری

 

دکتر رضا نجفی­پور*      پروفسور الگا پاولوونا **

 

چکیده 

زمینه: نارسایی قلبی علت اصلی بیماری، ناتوانی و مرگ در تمام کشورهاست که پیش­آگهی خوبی ندارد. التهاب و آپوپتوز نقش اساسی درپاتوژنز نارسایی قلبی دارند. Fas (CD95)/FasL یکی از فرآیند­های تنظیم کننده آپوپتوز است.

هدف: مطالعه به منظور تعیین ارتباط سطح نشان­گرهای محلول آپوپتوز سیستم /FasL  Fas دربیماران با نارسایی قلبی با شدت بیماری انجام شد.

مواد و روش­ها: : این مطالعه مورد- شاهدی در سال­های 2004 تا 2007 در انستیتوی پیوند اعضای مسکو انجام شد. 85 بیمار با کلاس­های عملکردی مختلف نارسایی قلبی به عنوان گروه مورد و 25 فرد سالم به عنوان گروه شاهد در مطالعه شرکت داشتند. اندازه­گیری غلظت­ نشان­گر­های آپوپتوز یعنی شکل محلول Fas/FasL  با روش ایمینوفرمنت در آنالیزاتور ایمینوفرمنت  Personal lab  TM  و Adaltis ایتالیا با کیت­های Bender Med system  اتریشی انجام شد.

یافته­ها: در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی، سطح  sFas کمتر و   sFas –Lبیشتر از افراد سالم بود. سطح sFas ارتباط معکوس و سطح sFas –L  ارتباط مستقیم با کلاس عملکردی نارسایی قلبی داشت. سطح sFas به طور مستقیم و sFas –L به طور معکوس باکسر جهشی بطن چپ به صورت ضعیف مرتبط بودند. نسبت sFas/sFasL در بیماران با افزایش کلاس عملکرد نارسایی قلبی (NYHA) کاهش می­یافت که نشان دهنده کاهش سطح مهارکننده آپوپتوز (sFas) و زیاد شدن سطح القاء کننده آن (sFas –L) بود (05/0p<).

نتیجه­گیری: با توجه به وجود ارتباط بین فرآیند آپوپتوز و نارسایی قلبی، می­توان از نشان­گرهای آپوپتوز به­ عنوان شاخص­های تکمیلی آزمایشگاهی جهت نشان دادن شدت نارسایی قلبی و پیش­آگهی آن استفاده کرد.

کلیدواژه­ها: : نارسایی قلب، آپوپتوز، التهاب

 

* استادیار بخش ژنتیک دانشگاه علوم پزشکی قزوین

** پروفسور بخش پیوند اعضای انستیتوی پیوند اعضا و اعضای مصنوعی مسکو، روسیه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مجله علمی

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی قزوین


 

شماره 46- بهار 87                                                                                         ISSN   1561-3666

 

رابطه سطح سرمی اسید سیالیک با برخی شاخص­های تشخیصی در بیماران مبتلا به سکته میوکارد

مهرانگیز شفیعی*     دکتر هادی خرازی**     دکتر طاهره دارابی*** 

     دکتر عبدالرسول مولودی****

 

چکیده 

زمینه: افزایش میزان اسید سیالیک به دنبال سکته میوکارد و ارتباط آن با برخی از شاخص­ها مانند واکنش­گرهای فاز حاد و چربی گزارش شده است.

هدف: مطالعه به منظور تعیین ارتباط سطح سرمی اسید سیالیک تام (TSA) با شاخص­های معمول تشخیص سکته میوکارد در بیماران مبتلا به سکته میوکارد انجام شد.

 مواد و روش­ها: این مطالعه مقطعی در سال 1384 در مرکز تحقیقات قلب و عروق بیمارستان امام علی (ع) کرمانشاه انجام شد. 30 بیمار مبتلا به سکته میوکارد با نمونه گیری آسان انتخاب شدند. از این بیماران در سه روز متوالی پس از سکته میوکارد، خون­گیری شد و  سطح سرمی اسید سیالیک تام، آنزیم­های کراتین فسفوکیناز (CPK) و لاکتات دهیدروژناز (LDH) به روش اسپکتروفتومتری و تروپونین به روش الیزا اندازه گیری شدند. داده­ها با آزمون­های آماری تی و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. 

یافته­ها: سطح سرمی شاخص­های مورد اندازه گیری و همچنین میزان TSA از دامنه طبیعی بالاتر بود و بیش­ترین میزان TSA (75/0±53/1 میلی­گرم بر میلی­لیتر) در روز دوم پس از سکته میوکارد مشاهده شد. بین سطح سرمی TSA‌و LDH در روز دوم  (003/0=p) و تروپونین در روز اول (01/0=p) پس از سکته میوکارد ارتباط مثبت معنی­داری به دست آمد.

نتیجه­گیری: با توجه به یافته­ها می­توان از سطح سرمی TSA به عنوان آزمون کمک کننده به همراه سایر نشان­گرهای  تشخیص سکته میوکارد استفاده کرد. 

کلیدواژه­ها: اسیدسیالیک، سکته میوکارد، لاکتات دهیدروژناز، کراتین کیناز، تروپونین

 

* کارشناس ارشد بیوشیمی بالینی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه    

** دانشیار بیوشیمی بالینی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه

 ***پزشک عمومی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه

 ****دانشیار قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه

 

 

 

 

 

 

مجله علمی

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی قزوین


 

شماره 46- بهار 87                                                                                         ISSN   1561-3666

 

مقایسه تأثیر آموزش خانواده- مدار و فرد- مدار بر کنترل فشارخون و سبک زندگی مددجویان

نسرین بهرامی نژاد*     نسرین حنیفی *    دکتر نورالدین موسوی نسب**

 

چکیده 

زمینه: پرفشاری خون مهم­ترین عامل خطرزای قابل اصلاح بیماری­های قلبی- عروقی است.

هدف: مطالعه به منظور مقایسه تأثیر آموزش فرد­- مدار و خانواده مدار بر کنترل فشارخون و سبک زندگی مددجویان انجام شد.

 مواد و روش­ها: این مطالعه نیمه تجربی بر روی 91 مددجو با فشارخون بالاتر یا مساوی 90/140 (تحت پوشش مرکز تحقیقات جمعیتی زنجان) در سال­های1384 تا 1385 انجام شد. بیماران به روش غیرتصادفی در دو گروه مداخله خانواده- مدار (49 نفر) و  فرد- مدار (42نفر) قرار گرفتند. مداخله شامل مشاوره جهت بهبود سبک زندگی و پی­گیری مداخله­های پزشکی بود. داده­ها با آزمون­های آماری رتبه­ای ویلکاکسون، مجذور کای، من ویتنی، تی و تی زوج تجزیه و تحلیل شدند.

یافته­ها: بعد از مداخله میانگین فشارخون در گروه فرد- مدار و خانواده- مدار به ترتیب از 6/21±6/157 به 9/20±132 و از 4/14±9/159 به 12±3/138 میلی­متر جیوه کاهش یافت. اگرچه میانگین فشارخون بعد از مداخله در هر دو گروه نسبت به وضعیت قبل از مداخله کاهش معنی­دار داشت(0005/0=p)، اما اختلاف بین دو گروه بعد از مداخله معنی­دارنبود. میانگین مصرف لبنیات و میوه و فعالیت فیزیکی در هر دو گروه بعد از مداخله افزایش معنی­دار داشت (001/0>p).

نتیجه­گیری: هر دو شیوه با تمرکز بر اصلاح رژیم غذایی و بهبود فعالیت فیزیکی می­توانند روش مؤثری جهت کاهش عوامل خطرزای بیماری­های قلبی-عروقی باشند.

 

کلیدواژه­ها: افزایش فشار خون، آموزش پرستاری، بیماری­های قلب و عروق، آموزش بیماران

 

* مربی و عضو هیأت علمی آموزش پرستاری دانشگاه علوم پزشکی زنجان 

** دانشیار آمار حیاتی دانشگاه علوم پزشکی زنجان 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مجله علمی

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی قزوین


 

شماره 46- بهار 87                                                                                         ISSN   1561-3666

 

شیوع دیابت بارداری و مقایسه میانگین سنی مادران مبتلا و سالم در بیمارستان جواهری تهران (85-1382)

 

دکتر معصومه همت یار*             دکتر مهسا خبیری**

 

چکیده 

زمینه: سن مادر یک عامل خطر شناخته شده برای دیابت حاملگی است. اما در مورد سنی که بالاتر از آن خطر دیابت حاملگی افزایش می­یابد، اتفاق نظر وجود ندارد.

هدف: مطالعه به منظور تعیین شیوع دیابت بارداری و مقایسه میانگین سنی مادران مبتلا و سالم انجام شد.

 مواد و روش­ها: این مطالعه مقطعی از طریق بررسی پرونده زنان باردار مراجعه کننده به بیمارستان جواهری تهران در سال­های 1382تا 1385 انجام شد. داده­ها با نرم افزار SPSS پردازش و با آزمون آماری تی مستقل تجزیه و تحلیل شدند.

یافته­ها: در مجموع پرونده 5107 زن باردار بررسی شد که 170 نفر آنها مبتلا به دیابت بارداری بودند. شیوع دیابت بارداری طی 4 سال %3/3 بود. میانگین سنی زنان مبتلا به دیابت بارداری 5±4/30 سال و زنان سالم 5±5/27 سال بود که این اختلاف از نظر آماری معنی­دار بود (001/0p<). حدود %90 زنان مبتلا به دیابت بارداری بیش از 24 سال سن داشتند.

نتیجه­گیری: با توجه به یافته­ها باید سن پایه 25 سال و بالاتر برای غربال­گری دیابت بارداری در زنان باردار  مدنظر قرار گیرد که در دستورالعمل­های جدید نیز مطلوب دانسته شده است.

 

کلیدواژه­ها: دیابت آبستنی، افزایش قندخون، سن مادر طی آبستنی

 

* استادیار گروه کودکان دانشگاه آزاد اسلامی واحد پزشکی تهران

** پزشک عمومی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مجله علمی

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی قزوین


 

شماره 46- بهار 87                                                                                         ISSN   1561-3666

 

شیوع چاقی در دانش آموزان دبستانی شهر نیشابور (1384)

 

فرشته بایگی*    دکتر محمدرضا اشراقیان**    دکتر احمد رضا درستی***

 

چکیده 

زمینه: امروزه شیوع چاقی در کودکان و نوجوانان کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به سرعت رو به افزایش است. در ایران بررسی­های محدودی در زمینه شیوع چاقی کودکان با استفاده از مرجع­های رایج انجام شده است.

هدف: مطالعه به منظور تعیین شیوع چاقی در دانش آموزان دبستانی شهر نیشابور در سال 1384 انجام شد.

 مواد و روش­ها: در این مطالعه مقطعی 1471 دانش آموز 6 تا 12 ساله نیشابوری با روش نمونه گیری خــوشه­ای دو مرحله­ای انتخاب شدند. قـد و وزن دانش آموزان انـدازه گیـری و شاخص توده بدنی محاسبـه شد. دانــش آموزانــی که شاخص توده بدنی بزرگ­تر یا مساوی صدک 95 مرجع­های ایرانی (حسینی و همکاران)،CDC  و بـزرگ­­تر یــا مســاوی اعداد مرجع IOTF داشتند به عنوان چاق شناخته شدند. برای مقایسه شیوع چاقی در دختران و پسران از آزمون مجذور کای استفاده شد.

یافته­ها: شیـوع چاقـی بـر اسـاس مـرجـع ایرانی %5/8 (فاصله اطمینان %95، %10-1/7) ، CDC %6/4 (فاصله اطمینان %95، %6-5/3) و IOTF  %3/7 (فاصله اطمینان %95، %9) بـود. شیــوع چـاقی با استفـاده از مـرجع CDC در پسـران به طور معنی­داری بیشتر از دختران بود (به ترتیب %8/5 در برابر %1/3، 05/0p<). بر اساس معیار ایرانی پسران در سنین 7 و 8 سالگـی به طور معنی­داری چاق­تر از دختران بودند (به ترتیب %2/15 در برابر %4/6 و %5/12 در برابر %0/4، 05/0p<). بر اساس معیار IOTF شیوع چاقی بین دختران و پسران تفاوت معنی­داری نداشت. میزان­های ارائه شده با استفاده از مرجع­های ایرانی و CDC تفاوت معنی­دار داشتند (001/0>p)، در حالی­که بین مرجع­های ایرانی و IOTF  تفاوت معنی­داری مشاهده نشد.

نتیجه­گیری: با توجه به این­که مرجع­های مختلف شیوع چاقی را متفاوت برآورد می­کنند، توصیه می­شود هر کشور برای بررسی چاقی کودکان از مناسب­ترین صدک­های شاخص توده بدنی مربوط به کودکان آن کشور استفاده نماید. 

کلیدواژه­ها: شاخص توده بدنی، چاقی،کودکان، نوجوانان

 

* کارشناس ارشد علوم بهداشتی در تغذیه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی تهران

** دانشیار گروه آمار و اپیدمیولوژی دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی تهران

*** دانشیار گروه تغذیه و بیوشیمی دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی تهران

 

 

 

 

 

 

 

 

مجله علمی

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی قزوین


 

شماره 46- بهار 87                                                                                         ISSN   1561-3666

 

نقش  آنتی اکسیدان­ها در کنترل هیپرکلسترمی و بیماری­های قلبی- عروقی

 

دکتر مرجان نصیری اصل *         دکتر سعید آصف زاده **

 

چکیده 

زمینه: مطالعه­های مشاهده­ای نشان داده­اند که کاهش طولانی مدت سطح کلسترول با کاهش خطر بیماری عروق کرونر قلب همراه است، ولی نتایج مطالعه­های مداخله­ای در این مورد بحث انگیز است. در دهه­های اخیر نقش آنتی اکسیدان­ها در پیشگیری از پیدایش و پیشرفت استرس­های اکسیداتیو مطرح شده است.

هدف: مطالعه به منظور شناسایی نقش آنتی اکسیدان­ها در پیشگیری از آترواسکلروز و بیماری­های         قلبی- عروقی انجام شد.

مواد و روش­ها: این مطالعه مروری منظم با بررسی کارآزمایی­های بالینی در درمان آترواسکلروز و بیماری­های قلبی- عروقی انجام شد و از نتایج 37 پژوهش از بانک اطلاعاتی مدلاین در محدوده سال های 1991 تا 2007 استفاده شد.

یافته­ها: نتایج مطالعه­ها در رابطه با نقش مکمل­های آنتی اکسیدان در کاهش پیشرفت آترواسکلروز و وقایع قلبی- عروقی متضاد بود.

نتیجه­گیری: با توجه به وجود تفاوت در شرایط افراد مورد مطالعه نظیر سن، جنس، وضعیت جسمانی، مدت زمان انجام آزمایش­ها و نوع آزمایش­های انجام شده، نمی­توان در خصوص سودمندی آنتی اکسیدان­ها قضاوت صحیحی داشت و باید مطالعه­های وسیع­تری برای اثبات اثربخشی این دسته از داروها در درمان آترواسکلروز و بیماری­های قلبی- عروقی در انسان انجام شود.

 

کلیدواژه­ها: آنتی اکسیدان­ها، افزایش کلسترول، بیماری­های عروق، عروق کرونر، بیماری­های                قلبی - عروقی

 

* استادیار فارماکولوژی دانشگاه علوم پزشکی قزوین، مرکز تحقیقات بیماری­های متابولیک

** استاد مدیریت خدمات بهداشتی- درمانی دانشگاه علوم پزشکی قزوین، مرکز تحقیقات بیماری­های متابولیک

 

 

 

 

 

 

مجله علمی

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی قزوین


 

شماره 46- بهار 87                                                                                         ISSN   1561-3666

 

 

آگاهی و عملکرد افراد دیابتی در مورد نحوه تزریق انسولین به خود در واحد دیابت قزوین

 

ماهرخ گلچین*       اعظم قربانی* 

 

چکیده 

   این مطالعه مقطعی در سال 1380 بر روی بیماران دیابتی مرکز دیابت قزوین که تزریق انسولین به خود داشتند (149 نفر) انجام شد تا آگاهی و عملکرد آنها را در مورد نحوه تزریق انسولین با استفاده از پرسش­نامه ارزیابی نماید. تنها %5/27 از نمونه­ها آگاهی خوب از نحوه تزریق انسولین به خود داشتند. مهارت تزریق به خود به ترتیب در %8/26 و %05/57 آنها در حد خوب و متوسط بود. بین آگاهی و مهارت و بین تحصیلات با مهارت و شغل ارتباط معنی­دار آماری وجود داشت (05/0p<). به نظر می­رسد تلاش­ جهت بهبود آگاهی و عملکرد بیماران دیابتی در این زمینه ممکن است به پیشگیری از اثرات جانبی این بیماری کمک کند.

 

کلیدواژه­ها: دیابت شیرین وابسته به انسولین، تزریق، آموزش بیماران، انسولین

 

* مربی و عضو هیأت علمی دانشکده پرستاری و مامایی، مرکز تحقیقات بیماری­های متابولیک

 

 

 

دفعات مشاهده: 3152 بار   |   دفعات چاپ: 1141 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 129 بار   |   0 نظر

کد امنیتی را در کادر بنویسید >
   
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان
مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی قزوین The Journal of Qazvin University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.229 seconds with 1012 queries by yektaweb 3455