دوره 23، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1398 )                   جلد 23 شماره 1 صفحات 26-37 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Tork Zahrani S, Haji Rafiei E, Mohamad Khani Shahri L, Alavi Majd H. Investigation of Maternal- Fetal Attachment Behaviors and Its Related Factors in Pregnant Women, Qazvin in 2015. J Qazvin Univ Med Sci. 2019; 23 (1) :26-37
URL: http://journal.qums.ac.ir/article-1-2669-fa.html
ترک زهرانی شهناز، حاجی رفیعی الناز، محمد خانی شهری لیلا، علوی مجد حمید. بررسی رفتارهای دلبستگی مادر به جنین و برخی عوامل مرتبط با آن در زنان باردار مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی شهر قزوین در سال ۱۳۹۴. مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی قزوین. 1398; 23 (1) :26-37

URL: http://journal.qums.ac.ir/article-1-2669-fa.html


1- گروه مامایی و بهداشت باروری، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران.
2- گروه مامایی، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران. ، Eli_h_rafiei@yahoo.com
3- کمیته تحقیقات دانشجویی، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران.؛ گروه مامایی، دانشکده پرستاری و مامایی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
4- گروه آمار زیستی، دانشکده پیراپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران.
متن کامل [PDF 4805 kb]   (58 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (346 مشاهده)
متن کامل:   (19 مشاهده)
مقدمه
بارداری و زایمان رویدادی طبیعی در زندگی زنان محسوب می‌شود، اما غالباً تجربه‌ای پر‌استرس است که با تغییرات گسترده روانی و جسمی همراه است [۱]. برقراری ارتباط عاطفی با جنین، بخشی از مراحل تطابق با نقش مادری در دوران بارداری است [۲]. دلبستگی مادر به جنین برای توصیف رابطه بین زن باردار و جنین به کار می‌رود که بیانگر فرایند تجربه‌های احساسی و عاطفی با جنین، نوع بازخورد مادرانه و میزان سازش‌یافتگی مادر در دوران بارداری است [۳]. این نوع دلبستگی که پیش‌بینی‌کننده رابطه مادر و نوزاد بعد از تولد است، بعد از تولد به نوزاد منتقل می‌شود [۴]
در دوران بارداری محدوده وسیعی از دلبستگی مادر به جنین به صورت رفتارهای مختلفی مانند صحبت‌کردن با جنین، نوازش شکم و لمس، قابل رؤیت است که ممکن است برای اولین‌بار در ابتدای بارداری، در حین احساس اولین حرکت جنین یا در حین سونوگرافی اولیه آغاز شود و با افزایش حرکات جنین به‌تدریج بیشتر شود [۵]. مطالعات درباره چگونگی ارتباط جنین با مادر نشان می‌دهد نوزاد پس از تولد، ضربان قلب و صدای مادر را تشخیص می‌دهد، با شنیدن صدای مادر ساکت می‌شود و با دقت به صدای مادر گوش می‌دهد [۴]. افزایش دلبستگی مادر به جنین سبب ایجاد انگیزه مادرانه برای انجام رفتارهای مرتبط با سلامتی از قبیل ترک مصرف سیگار و الکل، تغذیه مناسب، ورزش، دریافت مراقبت‌های منظم، آموزش درباره فرایند رشد جنین و شرکت در کلاس‌های آمادگی زایمان می‌شود که سبب ایجاد حاملگی رضایت‌بخش و ارتقای سلامت مادر و جنین می‌شود [۶]
مطالعات قبلی صورت‌گرفته رفتارهای دلبستگی مادر به جنین را بررسی کرده‌اند [۱۲- ۷]. نتایج مطالعه هی و یانگ نشان داد افزایش دلبستگی مادر به جنین سبب کاهش استرس بارداری می‌شود، در حالی که در مطالعه می‌کونگ‌ و همکاران بین این دو متغیر ارتباطی مشاهده نشد [13 ،8]. نتایج مطالعه جمشیدی‌منش و همکاران نشان داد بین سن مادر و رفتار دلبستگی ارتباط وجود دارد، اما در مطالعه ترشیزی و کرانلی چنین ارتباطی دیده نشد [14 ،‌10 ،‌9]. ترشیزی و جمشیدی‌منش نیز در مطالعه خود نشان دادند که دلبستگی با سطح تحصیلات ارتباط معنی‌داری دارد، ولی بر اساس مطالعه عباسی و همکاران رابطه‌ای بین این دو متغیر وجود نداشت [۱۵ ،۱۰ ،۹].
هر فرهنگی درباره حوادث مهم زندگی، مانند حاملگی و زایمان مجموعه اعتقادات خاصی دارد که برای ارائه خدمات بهداشتی باید از آن‌ها آگاه بود [۹]. در این خصوص الحسین بر ضرورت تأثیر فرهنگ هر جامعه بر دلبستگی مادر به جنین تأکید دارد و انجام مطالعات بیشتر خصوصاً در کشورهای در حال توسعه را ضروری می‌داند [۱۶]. در کشور ایران هنوز هم بیشتر خدمات دوران بارداری محدود به مراقبت‌های جسمانی مادر است و به نیازهای روان‌شناختی زنان باردار توجه نمی‌شود. 
با توجه به اهمیت رفتارهای دلبستگی مادر به جنین، در سلامت روان مادران و تأثیر آن بر بهبود دلبستگی مادر و کودک در سال‌های پس از تولد و از آنجا که نتایج مطالعات مختلف بیانگر یافته‌های ضد و نقیضی درباره تأثیر عوامل مختلف بر رفتارهای دلبستگی است، مطالعه حاضر با هدف تعیین رفتارهای دلبستگی مادر به جنین و برخی عوامل مرتبط با آن در زنان باردار مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی شهر قزوین در سال 1394 انجام شد.
مواد و روش‌ها
مطالعه حاضر، مطالعه توصیفی‌مقطعی است که با مشارکت 200 زن باردار مراجعه‌کننده به مراکز ارائه خدمات سطح اول شهر قزوین در سال 1394، انجام شد. نمونه‌گیری به روش چندمرحله‌ای انجام شد، به این ترتیب که در مرحله اول شهر قزوین به سه ناحیه شهری تقسیم شد و با توجه به جمعیت تحت پوشش هر ناحیه، ناحیه اول 29 درصد حجم نمونه، ناحیه دوم 46 درصد حجم نمونه و ناحیه سوم 25 درصد حجم نمونه را به خود اختصاص داد. در مرحله دوم، به طور تصادفی دو مرکز بهداشتی از منطقه یک، سه مرکز بهداشتی از منطقه دو و یک مرکز بهداشتی از منطقه سه انتخاب و در مرحله سوم، نمونه‌ها از هر مرکز بهداشتی به نسبت جمعیت و به طور تصادفی ساده انتخاب شدند. نمونه‌گیری به مدت 3 ماه انجام شد.
حداقل نمونه مورد‌نیاز با استفاده از فرمول حجم نمونه در مطالعات توصیفی با درنظر‌گرفتن توان ۸/۰، ۱۹۶ نفر تعیین شد. حجم نمونه مناسب برای این پژوهش بر اساس فرمول مذکور و تعداد نمونه‌های مطالعات مشابه، ۲۰۰ نفر در نظر گرفته شد [۱۰، ۱۷].
معیارهای ورود به مطالعه عبارت بودند از: ملیت ایرانی، حداقل تحصیلات ابتدایی، مادران باردار در محدوده سنی 18 تا 35 سال، سن حاملگی 28 تا 42 هفته، بارداری حالت خواسته داشته باشد (از دیدگاه پدر و مادر)، انجام حداقل یک سونوگرافی در دوره بارداری (برای ارزیابی سلامت جنین) و داشتن جنین تک‌قلو و سالم. پاسخ‌ندادن به تمام سؤالات پرسش‌نامه، معیار ریزش نمونه و تمایل‌نداشتن مادر به ادامه مشارکت در مطالعه معیار خروج از مطالعه در نظر گرفته شد که در صورت خروج نمونه، نمونه جایگزین به صورت تصادفی انتخاب می‌شد.
به منظور گرد‌آوری داده‌ها از مقیاس استاندارد رفتارهای دلبستگی مادر و جنین کرانلی و پرسش‌نامه مشخصات جمعیت‌شناختی و مامایی استفاده شد. پرسش‌نامه رفتارهای دلبستگی کرانلی شامل 24 عبارت است که در پنج زیرگروه تعامل با جنین (چهار عبارت)، تمایز بین خود و جنین (پنج عبارت)، پذیرش نقش مادری (شش عبارت)، نسبت‌دادن خصوصیاتی به جنین (چهار عبارت) و ازخودگذشتگی (پنج عبارت) مطرح شده است و نمره رفتارهای دلبستگی مادر به جنین در سه دسته دلبستگی مادر به جنین کم (56-‌24)، دلبستگی مادر به جنین متوسط (88-‌57) و دلبستگی مادر به جنین زیاد (120-‌89) رتبه‌بندی می‌شود. ابزار رفتارهای دلبستگی را خرم‌رودی بومی‌سازی کرد و روایی و پایایی آن تأیید شد [18](r=0/83). 
نسخه فارسی این ابزار را قلیچی و همکاران و دلاوری و همکاران استفاده کردند و پایایی آن به روش پایایی همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 0/83 و 0/76 تأیید شده است [۱۹، ۲۰]، همچنین در پژوهش حاضر پایایی این ابزار با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد (0/88=α). پرسش‌نامه اطلاعات فردی و جمعیت‌شناختی شامل سه بخش اطلاعات فردی (سن، میزان تحصیلات، شغل مادر و همسر و میزان درآمد خانواده)، مشخصات بارداری (سن حاملگی، تعداد بارداری و زایمان، سابقه سقط، مرده‌زایی و نازایی) و سابقه یا ابتلا به بیماری‌های مزمن (دیابت، فشار خون و بیماری‌های داخلی و جراحی) بود.
به هریک از شرکت‌کنندگان درباره اهداف پژوهش، محرمانه‌ماندن اطلاعات و حق انصراف از مطالعه توضیحاتی داده شد و بعد از گرفتن رضایت شفاهی، شرکت‌کنندگان (به روش خود‌ایفا) پرسش‌نامه‌ها را در محیط خصوصی و با راهنمایی پرسشگر تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نسخه ۲۰ نرم‌افزار آماری SPSS، با روش آمار توصیفی و آزمون‌های تحلیل واریانس و تعقیبی توکی انجام شد و سطح معناداری ۰۵/‌P<۰ در نظر گرفته شد.
یافته‌ها
میانگین و انحراف معیار سن زنان باردار 4/63±27/45 سال و میانگین و انحراف معیار سن بارداری آن‌ها 3/76±33/09 هفته بود. بیشتر شرکت‌کنندگان را افراد 23 سال یا جوان‌تر تشکیل می‌دادند (24 درصد)، تحصیلات در حد دیپلم داشتند (42 درصد)، خانه دار بودند (86/5 درصد)، سن حاملگی بین ۳۲ هفته و ۱ روز الی ۳۷ هفته و ۶ روز داشتند (45/۵ درصد)، بارداری دوم خود را تجربه می‌کردند (42 درصد)، سابقه مرده‌زایی (97 درصد) و سابقه نازایی (93 درصد) نداشتند. بیشتر همسران شرکت‌کنندگان تحصیلات در حد دیپلم (37/5 درصد) و درآمد مستقل (48 درصد) داشتند.
نتایج مطالعه نشان داد در 65/5 درصد زنان باردار شرکت‌کننده در مطالعه دلبستگی مادر به جنین زیاد و در 34/5 درصد، رفتار دلبستگی متوسط بود. از طرفی هیچ‌کدام دلبستگی پایین نداشتند. میانگین نمره متغیر فوق و ابعاد آن در جدول شماره 1 ذکر شده است.

ارتباط برخی متغیرها با رفتارهای دلبستگی مادر به جنین با استفاده از تحلیل واریانس یک‌طرفه بررسی شد که خلاصه نتایج آن در جدول شماره 2 ذکر شده است. بین رفتار دلبستگی با تعداد زایمان، مرتبه بارداری، تحصیلات والدین و استرس مادر ارتباط معنی‌داری وجود داشت (0/05>P). 
 
نتایج آزمون توکی نشان داد مادران باردار بدون سابقه زایمان دلبستگی بیشتری در حیطه‌های تعامل با جنین (0/003=P) و پذیرش نقش مادری (0/02=P) نسبت به مادران با سابقه سهم زایمان داشتند. همچنین مادران با سابقه یک زایمان دلبستگی قوی‌تری در حیطه‌های تمایز بین خود و جنین (0/002=P) و نسبت‌دادن خصوصیاتی به جنین (0/01=P) نسبت به مادران با سابقه چهار زایمان داشتند. درباره مرتبه بارداری، تفاوت معنی‌داری در رفتار دلبستگی مادرانی که بارداری اول را تجربه می‌کردند با مادرانی که برای بار پنجم باردار بودند در حیطه تعامل با جنین (0/01=P) و با مادرانی که برای سومین مرتبه باردار بودند در حیطه پذیرش نقش مادری (0/005=P) وجود داشت. 
در ارتباط رفتارهای دلبستگی با سطح تحصیلات، مادران با تحصیلات دانشگاهی دلبستگی قوی‌تری نسبت به مادران با تحصیلات ابتدایی در حیطه‌های تمایز بین خود و جنین (0/001=P)، تعامل با جنین (0/004=P) و پذیرش نقش مادری (0/001=P) داشتند. درباره استرس، مادران با سطح استرس زیاد دلبستگی قوی‌تری نسبت به مادران با سطح استرس ضعیف در حیطه ازخود‌گذشتگی داشتند (0/03=P).
بحث و نتیجه‌گیری
نتایج این مطالعه نشان داد در اکثر زنان باردار شرکت‌کننده، رفتار دلبستگی مادر به جنین زیاد بود. این نکته با توجه به سازش‌یافتگی و تطابق مثبت با تغییرات دوران بارداری قابل توجیه است. در بررسی حیطه‌های رفتارهای دلبستگی مادر و جنین حیطه پذیرش نقش مادری بیشترین امتیاز را کسب کرد. حیطه‌های تمایز بین خود و جنین و ازخودگذشتگی به ترتیب در مراحل بعدی قرار گرفتند و دو حیطه تعامل با جنین و نسبت‌دادن خصوصیاتی خاص به جنین کمترین نمره‌ها را گرفتند که با مطالعه دلاوری و همکاران که در نتیجه آن حیطه پذیرش نقش مادری بالاترین امتیاز و حیطه تعامل با جنین کمترین امتیاز را در بررسی حیطه‌های رفتارهای دلبستگی گرفتند همخوانی دارد [۲۰]
یکی از علل گرفتن نمرات کمتر در دو حیطه تعامل با جنین و نسبت‌دادن خصوصیاتی خاص به جنین می‌تواند به این خاطر باشد که رفتارهای تعامل با جنین که شامل صحبت‌کردن با جنین، لذت‌بردن از نگاه‌کردن به شکم حامله و خواندن شعر یا قصه برای جنین است، ممکن است سبب شرم یا خجالت مادر شود از طرف دیگر این روابط به احتمال بیشتر زمانی رخ خواهد داد که جنین برای والدین به‌عنوان موجودی مستقل و با توانایی نشان‌دادن عکس‌العمل‌های مستقیم باشد و به نظر می‌رسد این دو حیطه با یکدیگر در ارتباط باشند [۹].
در مطالعه حاضر ارتباطی بین سن مادر و رفتارهای دلبستگی مادر به جنین یافت نشد که در راستای نتایج مطالعات ترشیزی، رید، کرانلی، اندرک و همکارانشان است، ولی در مطالعه جمشیدی‌منش و همکاران سن مادر ارتباط معنی‌داری با رفتارهای دلبستگی مادر و جنین داشت[21 ،14 ،11-9]. از دلایل احتمالی تفاوت در نتایج دو مطالعه می‌توان به تعیین‌نشدن محدوده سنی واحدهای پژوهش در مطالعه جمشیدی‌منش و همکاران اشاره کرد. در مطالعه‌ای مشخص شده است که  مادران باردار بیش از ۳۵ سال نسبت به مادران ۲۰ تا 30 سال دلبستگی کمتری نسبت به جنین خود دارند، در حالی که در مطالعه حاضر محدوده سنی مادران باردار ۱۸ تا ۳۵ سال در نظر گرفته شد که گمان می‌رود در این دوره مادر بیشترین آمادگی را برای پذیرش نقش مادری دارد [۲۲].
در این پژوهش ارتباطی بین سن حاملگی و رفتارهای دلبستگی مادر و جنین دیده نشد که هم‌راستا با مطالعه مهران و همکاران و مغایر با نتایج مطالعات والش و همکاران بود که در نتیجه آن زنان باردار در سن حاملگی 23 تا 33 هفته روابط دلبستگی با‌کیفیت‌تری در مقایسه با زنان باردار در سن حاملگی 13 هفته داشتند [۲۳، ۲۴]
در مطالعه حاضر خواسته‌بودن بارداری از معیارهای ورود به مطالعه تعیین شد در حالی که این معیار در مطالعه والش در نظر گرفته نشده بود. بنابراین معیارهای ورود به مطالعه متفاوت را می‌توان از دلایل احتمالی تناقض در نتایج دو مطالعه دانست. مطالعه استونسوز و همکاران نشان داد میزان دلبستگی در بارداری‌های خواسته بیشتر است، همچنین قدرتی و اکبرزاده بیان می‌کنند نگرش زنان نسبت به بارداری نقش اساسی در رفتارهای دلبستگی مادر و جنین ایفا می‌کند و ناخواسته‌بودن بارداری سبب ایجاد اعتقادات منفی درباره بارداری، نوسانات خلقی، بی‌توجهی به حرکات جنین و ناآمادگی برای زایمان می‌شود [25 ،7].
در مطالعه حاضر ارتباط معنی‌داری بین تحصیلات والدین و رفتارهای دلبستگی وجود داشت؛ به گونه‌ای که نمره کلی رفتارهای دلبستگی و میزان دلبستگی در حیطه‌های تعامل با جنین، تمایز بین مادر و جنین و پذیرش نقش مادری در مادرانی که تحصیلات بیشتری داشتند و همچنین شرکت‌کنندگانی که همسران با سطوح تحصیلات بالاتری داشتند بیشتر بود، این نتیجه با مطالعه والش و همکاران همخوانی داشت، در حالی که در نتیجه مطالعه اندرک و همکاران ارتباط معنی‌داری بین تحصیلات والدین و رفتارهای دلبستگی وجود نداشت [21، 24]. همچنین مهران و همکاران به تأثیر محدود تحصیلات بر رفتارهای دلبستگی اشاره کردند [۲۳]
به نظر می‌رسد والدین با سطوح تحصیلات بالاتر، آگاهی بیشتری درباره دوران بارداری، تغییرات طبیعی این دوران و مراحل رشد و تکامل جنین دارند که این مسئله می‌تواند سبب افزایش دلبستگی و سازگاری مثبت با تغییرات دوران بارداری شود. 
در مطالعه حاضر ارتباط معنی‌داری بین مرتبه بارداری و رفتارهای دلبستگی وجود داشت؛ به صورتی که نمره کلی رفتارهای دلبستگی و میزان دلبستگی در زیرمجموعه‌های تعامل با جنین و پذیرش نقش مادری با افزایش مرتبه بارداری کاهش یافت. استونسوز و همکاران و جمشیدی‌منش نیز ارتباط معکوسی بین دلبستگی مادر و جنین و تعداد بارداری گزارش کردند [۲۵ ،۹]. همچنین بر اساس مطالعه والش و همکاران مادران در حاملگی اول روابط دلبستگی با‌کیفیت‌تری نسبت به جنین خود در مقایسه با زنان با حاملگی‌های متعدد و متوالی داشتند [۲۴]. ویلسون و همکاران در این زمینه نوشته‌اند که بارداری اول بالاترین حد پذیرش را دارد [۲۶].
 مطالعه حاضر ارتباط معکوس و معنی‌داری بین نمره کلی دلبستگی و زیرمجموعه‌های تعامل با جنین، تمایز بین مادر و جنین و پذیرش نقش مادری با تعداد زایمان نشان داد که مطابق با نتایج مطالعه والش و همکاران بود و بر اساس آن دلبستگی در زنان با سابقه یک زایمان بیشتر از زنان با سابقه زایمان‌های متعدد گزارش شد [۲۴]. همچنین در مطالعه هی و یانگ تعداد زایمان با دلبستگی در ارتباط بود [۸]، ولی در نتیجه مطالعه مهران و همکاران تعداد زایمان عامل پیش‌بینی‌کننده ضعیفی در رفتارهای دلبستگی مادر و جنین بود [23 ،8]. از دﻻیﻞ اﺣﺘﻤﺎﻟﯽ ﻫﻤﺨﻮاﻧﯽ‌نداشتن نتایج می‌ﺗﻮان ﺑﻪ اﺧﺘﻼف ﺣﺠﻢ ﻧﻤﻮﻧﻪ دو ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ اﺷﺎره ﮐﺮد. به طور کلی شرایط متفاوت زندگی و افزایش مسئولیت‌های خانواده را می‌توان از دلایل احتمالی کاهش رفتار دلبستگی مادر به جنین در زنان با سابقه بارداری و زایمان‌های قبلی در نظر گرفت.
در این مطالعه بین درآمد خانواده و رفتارهای دلبستگی مادر و جنین ارتباطی مشاهده نشد که مطابق با نتایج مطالعه مهران و همکاران و ترشیزی است [۲۳ ،۱۰]. در ایران به عنوان یک جامعه اسلامی، حاملگی به عنوان هدیه‌ای از جانب خداوند در نظر گرفته می‌شود و مادران اکثراً معتقدند که آن‌ها صلاحیت کافی برای داشتن فرزند را دارند، درحقیقت آن‌ها به فرزند خود افتخار می‌کنند و پذیرای این هدیه الهی هستند و شاید بتوان باورها و اعتقادات معنوی و فرهنگی ایرانیان درباره بارداری را تأثیرگذار‌تر از شرایط مالی خانواده در نظر گرفت [۲۷].
در پژوهش حاضر ارتباطی بین شرکت در کلاس آمادگی زایمان و رفتارهای دلبستگی یافت نشد که مطابق با نتایج مطالعه جمشدی منش و همکاران و مغایر با مطالعه بلینی و همکاران است [28 ،9]. به نظر می‌رسد علت احتمالی تفاوت در نتایج، مربوط به محتوا و نحوه برگزاری کلاس‌ها باشد، زیرا در کلاس‌های آمادگی زایمان بلینی و همکاران برنامه‌های بیشتری برای برقراری ارتباط با جنین نظیر رقص، خواندن ترانه و شعر برای جنین، لمس، نوازش شکم و غیره در نظر گرفته شد بود ، در حالی که محتوای آموزشی کلاس‌ها در کشور ایران متفاوت است.
از دیگر یافته‌های این مطالعه نبود ارتباط بین دلبستگی مادر و جنین با سابقه سقط جنین و مرده‌زایی است که مطابق با نتیجه پژوهش جمشیدی منش و ترشیزی است [۹، ۱۰]. در مطالعه مهران و همکاران نیز بین سابقه مرده‌زایی و سقط با نمره کلی رفتارهای دلبستگی ارتباط معنی‌داری وجود نداشت و تنها در حیطه تمایز بین خود و جنین تفاوت معنی‌داری وجود داشت [۲۳]. اما در پژوهش تعاونی و همکاران بین سابقه مرده‌زایی و سقط با دلبستگی ارتباط معنی‌داری وجود داشت و زنان با سابقه سقط یا مرده‌زایی در طی بارداری‌های بعدی دلبستگی کمتری را نسبت به جنین تجربه می‌کردند [۲۹]. به نظر می‌رسد این ﻫﻤﺨﻮاﻧﯽ‌نداشتن می‌ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﮐﻢ‌ﺑﻮدن زﻧﺎن ﺑﺎ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﺳﻘﻂ ﺟﻨﯿﻦ و ﻣﺮده‌زایﯽ در ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ در ﻣﻘﺎیﺴﻪ ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﻬﺮان و ﺗﻌﺎوﻧﯽ ﺑﺎﺷﺪ. همچنین در پژوهش حاضر ارتباطی بین دلبستگی و سابقه نازایی وجود نداشت که مطابق با نتایج مطالعه جمشیدی‌منش و همکاران است [۹].
در این مطالعه بین وضعیت اشتغال والدین و رفتارهای دلبستگی ارتباطی مشاهده نشد که موافق با مطالعه لیندگرن بود [۳۰]. از طرف دیگر بر اساس مطالعه روسن و همکاران نداشتن کار تمام‌وقت مادران از عوامل تأثیرگذار بر کاهش دلبستگی مادر و کودک در نظر گرفته شد [۳1]. در مطالعه اوسا و همکاران تفاوت معنی‌داری بین نمره دلبستگی مادر و جنین در بین زنان وابسته و مستقل از نظر اقتصادی وجود داشت [۱۲]. ﻫﻤﺨﻮاﻧﯽ‌نداشتن این نتایج با مطالعه حاضر را می‌توان ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺗﻔﺎوت‌ﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ در ﺟﻮاﻣﻊ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ‌شده دانست. مطالعات فرهنگ‌های مختلف نشان می‌دهد مردان و زنان بر اساس رسوم و هنجارهای جامعه نسبت به بارداری واکنش نشان می‌دهند. سند بروک و آدامسون معتقدند که دلبستگی از طریق غریزه ایجاد می‌شود و از طریق تعامل و اجتماعی‌شدن تکامل می‌یابد [32].
در این مطالعه بین رفتار دلبستگی و استرس مادر ارتباط معنی‌داری وجود داشت که هم‌راستا با نتایج مطالعه هی و یانگ و مغایر با مطالعه می‌کونگ و همکاران است [۸، ۱۳]. تفاوت در نتایج مطالعه می‌کونگ و مطالعه حاضر را می‌توان به ویژگی‌های فردی، اجتماعی، فرهنگی و مراقبتی متفاوت در دو مطالعه نسبت داد؛ برای مثال در مطالعه حاضر 17 درصد شرکت‌کنندگان وضعیت مالی ضعیف و 58/5 درصد آن‌ها وضعیت متوسط رو به ضعیف داشتند و شاید بتوان وضعیت اقتصادی نامناسب را از عوامل تأثیرگذار بر استرس افراد دانست، در حالی که این شرایط در نمونه‌های پژوهش می‌کونگ و همکاران وجود نداشت.
 به نظر می‌رسد دلبستگی قوی‌تر مادران نسبت به جنین سبب ایجاد سطح بالاتری از تنش در دوران بارداری می‌‌شود که این نتیجه موافق با مطالعه الیسون و همکاران است که نشان دادند اضطراب زیاد زنان بارداری که اقدامات تهاجمی تشخیصی پره ناتال را دریافت می‌کردند با سطوح بالاتر دلبستگی مادر به جنین همراه بود [۳3]. برای کاهش استرس مادر باید تمرکز و توجه او را به مشکلات و فعالیت‌های روزانه تغییر داد. همچنین انجام رفتارهای دلبستگی مانند صحبت‌کردن، لمس و فکرکردن درباره جنین می‌تواند شرایطی را محیا کند که سبب آرامش مادر شود و تکرار روزانه این رفتارها موجب کاهش فعالیت دستگاه عصبی سمپاتیک و توقف افکار ناخواسته می‌شود [۳4]
در مطالعه کردی و همکاران بین دو متغیر حضور ذهن و دلبستگی مادر و جنین و نوزاد همبستگی وجود داشت، این نتیجه بدان معناست که حضور ذهن در دوران بارداری و پس از زایمان سبب درک بیشتر حرکات، صدا و دیگر رفتارهای جنین و نوزاد می‌شود و درنتیجه با کاهش استرس مادر سبب افزایش رفتارهای دلبستگی می‌شود [۳5].
نتایج این مطالعه نشان داد بیشتر زنان باردار رفتارهای دلبستگی زیاد و بقیه افراد، دلبستگی متوسط بداشتند و همچنین برخی ویژگی‌های فردی و مامایی با رفتارهای دلبستگی ارتباط داشت. این یافته‌ها بر تقویت رفتارهای دلبستگی مادر به جنین در دوران بارداری به عنوان یک شیوه مؤثر سازگاری و اثرات محافظتی قابل توجه آن بر سلامت مادر و جنین تأکید می‌کند. 
از محدودیت‌های این مطالعه می‌توان به مقطعی‌بودن آن اشاره کرد که با توجه به ماهیت مقطعی مطالعه، توصیه می‌شود اهداف این مطالعه یا مطالعات مشابه به روش بررسی طولی از ابتدا تا انتهای بارداری پیگیری شود و نتیجه پیامدها در هر 3ماهه با هم مقایسه شود تا مشخص شود طول مدت زمان و اثرات عوامل مختلف محیطی و اجتماعی طی بارداری چگونه می‌تواند بر رفتار دلبستگی تأثیر داشته باشد. با توجه به اثرات مفید رفتارهای دلبستگی مادر و جنین بر سازگاری و تطابق با دوران پر تنش بارداری تا‌کنون اقدامات محدودی درباره آموزش رفتارهای دلبستگی و تغییر در محتوای آموزشی مراقبت‌های معمول دوران بارداری و کلاس‌های آمادگی زایمان مانند صحبت‌کردن با جنین، نام‌نهادن زود‌هنگام برای جنین، خواندن شعر یا ترانه برای جنین و غیره انجام شده است که پیشنهاد می‌شود در پژوهش‌های بعدی با انجام مطالعات مداخله‌ای تأثیرات تغییر در محتوای آموزشی مراقبت‌های دوران بارداری و کلاس‌های آمادگی زایمان بر کیفیت زندگی، سلامت روان مادران باردار و سلامت نوزاد بررسی شود. 
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش

این مطالعه پس از گرفتن مجوز و معرفی‌نامه از دانشگاه علوم پزشکی قزوین و دریافت کد اخلاق به شماره 636/116 از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برای انجام مطالعه بود. قبل از نمونه گیری ، دانشگاه علوم پزشکی قزوین نیز نامه مقدماتی صادر کرد. محقق اهداف تحقیق را برای شرکت کنندگان توضیح داد و از محرمانه بودن اطلاعات آنها اطمینان داد. آنها پس از اخذ رضایت کلامی ، پرسشنامه ها را تکمیل کردند.
حامی مالی
این مطالعه حاصل بخشی از پایان‌نامه مقطع کارشناسی‌ارشد مامایی خانم الناز حاجی رفیعی در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و با عنوان «بررسی همبستگی رفتارهای دلبستگی مادر و جنین با سلامت معنوی مادر در طی بارداری در زنان مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر قزوین» است. 
مشارکت نویسندگان
انتخاب موضوع مطالعه و جمع‌بندی مطالب را خانم دکتر شهناز ترک زهرانی، نمونه‌گیری، تجزیه و تحلیل آماری، جمع‌بندی مطالب و نوشتن متن اصلی مقاله را خانم الناز حاجی‌رفیعی انجام دادند. تکمیل بخش‌های بحث و نتیجه‌گیری و بازبینی متن مقاله به عهده خانم محمد‌خانی شهری بود و مشاوره آمار را آقای دکتر  حمید علوی مجد انجام دادند.
تعارض منافع
نویسندگان هیچ‌گونه تعارض منافعی در مطالب این مقاله ندارند.
سپاسگزاری
از کلیه مسئولان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، دانشگاه علوم پزشکی قزوین و همه شرکت کنندگان در این مطالعه بخاطر همکاری ارزشمندشان تشکر می کنیم.
References
  1. Jabari Z, Hashemi H, Haghayegh S. Survey on effectiveness of cognitive behavioral stress management on the stress, anxiety and depression of pregnant women. Health Sys Res J. 2012; 8(7):1341-7. [In Persian] 
  2. Mercer RT. Becoming a mother versus maternal role attainment. J Nurs Scholarsh. 2004; 36(3):226-32. [DOI:10.1111/j.1547-5069.2004.04042.x] [PMID]
  3. Salisbury A, Law K, LaGasse L, Lester B. Maternal-fetal attachment. JAMA. 2003; 289(13):1701-2. [DOI:10.1001/jama.289.13.1701] [PMID]
  4. Sajjadi AS, Zahrakar K, Mohsenzadeh F, Karamnia M, Shokoohi Yekta M, et al. Efficacy of maternal fetal attachment techniques on enhancing mother’s attachment to the fetus. Developmental Psyc Hology. 2016; 12(47):281-8. [In Persian] 
  5. Pillitteri A. Maternal & child health nursing: Care of the childbearing & childrearing family. Philadelphia: Lippincott Williams & Wilkins; 2010.
  6. Alhusen JL, Gross D, Hayat MJ, Woods AB, Sharps PW. The influence of maternal-fetal attachment and health practices on neonatal outcomes in low‐income, urban women. Research in Nursing & Health. 2012; 35(2):112-20. [DOI:10.1002/nur.21464] [PMID] [PMCID]
  7. Ghodrati F, Akbarzadeh M. A review of the importance of maternal-fetal attachment according to the Islamic recommendations. J Midwifery Reprod Health. 2018; 6(1):1193-200. [DOI:10.22038/JMRH.2017.9616]
  8. Hee LS, Young LE. Factors influencing maternal-fetal attachment in high-risk pregnancy. Adv Sci Tech Lett. 2015; 104(9):38-42. [DOI:10.14257/astl.2015.104.09]
  9. Jamshidimanesh M, Astaraki L, Behboodi Moghadam Z, Taghizadeh Z, Haghani H. [Maternal-fetal attachment and its associated factors (Persian). Hayat. 2012; 18(5): 33-45. 
  10. Torshizi M. Various aspects of maternal-fetal attachment behaviors and some related factors in pregnant women referred to health centers in Birjand in 2012. Iran J Obstet, Gynecol, Infertil. 2012; 16(72):13-21. [In Persian] 
  11. Reed O. The effect of maternal factors on prenatal attachment [Bachelor thesis]. Redlands: University of Redlands; 2014. 
  12. Ossa X, Bustos L, Fernandez L. Prenatal attachment and associated factors during the third trimester of pregnancy in Temuco, Chile. Midwifery. 2012; 28(5):689-96. [DOI:10.1016/j.midw.2011.08.015] [PMID]
  13. Mi-Kyung K, Kyung-Sook B. Relationship of prenatal stress and depression to maternal-fetal attachment and fetal growth. J Korean Acad Nurs. 2011; 41(2):276-83. [DOI:10.4040/jkan.2011.41.2.276] [PMID]
  14. Cranley MS. Development of a tool for the measurement of maternal attachment during pregnancy. Nurs Res. 1981; 30(5):281-4. [DOI:10.1097/00006199-198109000-00008] [PMID]
  15. Abbasi E, Tahmasbi H, Hasani S, Nasiri TG. Comparison of maternal and paternal fetal attachment in couples referred to health care centers in Sari. J Health Breeze. 2012; 1(2):13-8. [In Persian] 
  16. Alhusen JL. A literature update on maternal-fetal attachment. J Obstet, Gynecol & Neonatal Nurs. 2008; 37(3):315-28. [DOI:10.1111/j.1552-6909.2008.00241.x] [PMID] [PMCID]
  17. Lee SA, Lee SH. Factors influencing maternal-fetal attachment among pregnant women. J Korea Acad-Indust Coop Society. 2015; 16(3):2020-8. [DOI:10.5762/KAIS.2015.16.3.2020]
  18. Khoramroudi R. Effects of touching fetus on maternal fetal attachment behaviors [MSc. Thesis]. Tehran: Iran University of Medical Sciences; 2009. [In Persian]
  19. Ghelichi F, Roshan R, Khodabakhshi Kolaee A. Comparing maternal-fetal attachment and pregnancy anxiety in surrogate women and normal pregnancy. Iran J Obstet Gynecol Infertility. 2017; 19(39):46-53. [In Persian]
  20. Delavari M, Mirghafourvand M, Mohammad-Alizadeh-Charandabi S. The relationship of maternal–fetal attachment and depression with social support in pregnant women referring to health centers of Tabriz–Iran, 2016. J Matern Fetal Neonatal Med. 2018; 31(18):2450-6. [DOI:10.1080/14767058.2017.1344961] [PMID]
  21. Andrek A, Kekecs Z, Hadhazi E, Boukydis Z, Varga K. Re-evaluation of the psychometric properties of the maternal-fetal attachment scale in a hungarian sample. J Obstet, Gynecol, Neonatal Nurs. 2016; 45(5):15-25. [DOI:10.1016/j.jogn.2016.05.005] [PMID]
  22. Berryman JC, Windridge KC. Pregnancy after 35 and attachment to the fetus. J Reprod Infant Psychol. 1996; 14(2):133-43. [DOI:10.1080/02646839608404510]
  23. Mehran P, Simbar M, Shams J, Ramezani-Tehrani F, Nasiri N. History of perinatal loss and maternal-fetal attachment behaviors. Women Birth. 2013; 26(3):185-9. [DOI:10.1016/j.wombi.2013.04.005] [PMID]
  24. Walsh J, Hepper EG, Marshal BJ. Investigating attachment, care giving, and mental health: A model of maternal-fetal relationships. BMC Pregnancy Childbirth. 2014; 14(383):2-9. [DOI:10.1186/s12884-014-0383-1] [PMID] [PMCID]
  25. Ustunsoz A, Guvenc G, Akyuz A, Oflaz F. Comparison of maternal-and paternal-fetal attachmentin Turkish couples. Midwifery. 2010; 26(2):9-1. [DOI:10.1016/j.midw.2009.12.006] [PMID]
  26. Wilson ME, White MA, Cobb B, Curry R, Greene D, Popovich D. Family dynamics, parental-fetal attachment and infant temperament. J Adv Nurs. 2000; 31(1):204-10. [DOI:10.1046/j.1365-2648.2000.01245.x] [PMID]
  27. Heidari T, Ziaei S, Ahmadi F, Mohammadi E, Hall J. Maternal experiences of their unborn Child’s spiritual care: Patterns of abstinence in Iran. J Holist Nurs. 2015; 33(2):146-58. [DOI:10.1177/0898010114551416] [PMID]
  28. Bellieni CV, Ceccarelli D, Rossi F, Buonocore G, Maffei M, Perrone S, Petraglia F. Is prenatal bonding enhanced by prenatal education courses? Minerva Ginecol. 2007; 59(2):125-30. [PMID]
  29. Taavoni S, Ahadi M, Ganji T, Hosseini FA. Comparison of maternal fetal attachment between primgravidas and multigravidas women with past history of fetal or neonatal death. Iran J Nurs. 2008; 21(53):53-61. [In Persian]
  30. Lindgren K. Relationships among maternal-fetal attachment, prenatal depression, and health practices in pregnancy. Res Nurs Health. 2001; 24(3):203-17. [DOI:10.1002/nur.1023] [PMID]
  31. Rossen L, Hutchinson D, Wilson J, Burns L, Allsop S, Elliott EJ, et al. Maternal bonding through pregnancy and postnatal: findings from an australian longitudinal study. Am J Perinatol. 2017; 34(8):808-17. [DOI:10.1055/s-0037-1599052] [PMID]
  32. Sandbrook SP, Adamson-Macedo EN. Maternal-fetal attachment: Searching for a new definition. Neuro Endocrinol Lett. 2004; 25(Suppl. 1):169-82. [PMID]
  33. Allison SJ, Stafford J, Anumba DO. The effect of stress and anxiety associated with maternal prenatal diagnosis on feto-maternal attachment. BMC Womens Health. 2011; 11:33. [DOI:10.1186/1472-6874-11-33] [PMID] [PMCID]
  34. Kim JS, Cho KJ. [The effect of mother-fetus interaction promotion program of talking and tactile stimulation on maternal-fetal attachment (Korean)]. Korean J Child Health Nurs. 2004; 10(2):153-64.
  35. Kordi MA, Mohamadirizi SH. The relationship between mindfulness and maternal attachment to the fetus and neonate in prenatal and postpartum periods: A cross sectional study. Koomesh. 2016; 17(4):829-35. [In Persian]
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: پرستاری و مامایی

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی قزوین می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | The Journal of Qazvin University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb